
|
|
گفته باشم .............. اگه نظر ندي جونت در خطره

مهسا جون تولت مبارک







اگر به مرگ من ۶۰ ثانیه مانده باشد فقط تو برای من مقدسی

درجمع مثل يك فرد واقعي به نظر مي آييد ولي خيلي تودار خجالتي و ضعيف هستيد. سعي مي كنيد كه راز دار باشيد ، اگر با مشكلي مواجه شويد ترجيح مي دهيد پيش خودتان نگه داريد تا به كسي بگوييد . تعجبي نيست كه در خواب هم اخم مي كنيد.
خيلي باهوش هستيد و مشتاق يادگيري ، هنوز بعضي وقت ها ذهنتان آكنده از عقايد غير عادي است كه مردم به سختي از آن پيروي مي كنند . از خانواده تان به خوبي مراقبت مي كنيد . مشكل اين است كه به ندرت كسي را دوست ميداريد و يك كم مشكل پسند هستيد.
هركس كه به اين شكل مي خوابد دل مشغولي دارد و در پذيرفتن تغييرات دچار مشكل مي شود . تنهايي برتري شماست . هنوز چگونگي آزاديتان در آستانه تحمل شماست.
احساس تنهايي و افسردگي مي كنيد چون فكر و ذكرتان معطوف ناكامي ها و شكست هاي گذشته است. دو دل و مردد هستيد و اين گمان را در بقيه ايجاد ميكنيد كه عشق در زندگي شما گم شده است .
خودخواه و كينه توز واژه هاييست كه شما را توصيف ميكند. اطرافيانتان مراقب هستند كه پاي شما را لگد نكنند، چرا كه شما به راحتي عصباني ميشويد.
خيلي ايراد گير هستيد و هميشه ميناليد و شكايت مي كنيد. شايد اسم دوم شما (عصباني ) باشد . به آساني عصباني مي شويد و به خاطر مسائل كوچك بيش از حد هيجان زده مي شويد. زندگي معامله آنچنان بزرگي نيست ، ياد بگيريد كه راحت باشيد.
شباهت زيادي به حالت قبل داريد. خيلي فهميده مودب ، محترم و مهربان هستيد . خوب هيچ چيزي كامل نيست ، اعتماد خودرا تقويت كنيد و ياد بگيريد كه اشتباه يا نقايص خودرا بپذيريد . در اين صورت شادي در انتظار شماست
شما انسان مطمئني هستيد. درهر كاري كه به عهده بگيريد به دليل كوشش بي امان خودتان موفق خواهيد شد. ميگويند كساني كه به پهلوي راست ميخوابند و بازوي راستشان زير سرشان است ، آينده خوب و قدرت در انتظارشان است .
چه روح آزادي خواهي ! اين حالت هويت واقعي شما را نشان مي دهد. دلداري، عشق، زيبايي و پرستش. همينطور خيلي ولخرج هستيد اما خوشبختانه به همان نسبت هم پول بدست مي آوريد. عادت بد شما اين است كه كمي كنجكاو هستيد و به نظر مي رسد كه از شايعه پراكني لذت ميبريد

مثل اينكه كوته فكر هستيد ، همينطور خيلي خودمختار و خود راي و هميشه مردم را مجبور به برآورده كردن نيازهاي خودتان ميكنيد . احتمالا بي پروا و بي هدف هم هستيد
اي خدا hard دلم format نما
از فريب ناکسان راحت نما
جمله ويروسند مردمان دون
استغيرالله مما يفترون
فايل عشقت را کپي کن در دلم
delete کن شاخه هاي باطلم
jumper روح خلائق set نما
گام هاشان در رهت ثابت نما
گر ز انفاست دلي scan شود
از شرور ديد و دذ ايمن شود
بهر روي زرد سيمين تن فرست
بهر دمهاي پر آستر fan فرست
اي خدا file عذابت run مکن
با ضعيفان هيچ جز احسان مکن
از همان صبحي که اول گل دميد
بي نياز از cod خدايش آفريد
کارگاه آفرينش cod نداشت
ram نبود و mouse آن همpad نداشت
عشق گل حق در دل بلبل نهاد
بر شقايق داغ چون lable نهاد
system عشقش بري از هرerror
گوهر مهرش در سينه همچو دُر
عشق نرم افزار راه انداز ماست
عشق password و وصال کبرياست
خالي از عشق و محبت دل مباد
بي صفا چون عاصي intel مباد
بهتر آن باشد سرودن ول کنم
زين تن خاکي دَمي dos shell کنم
به نام خداوند ويروس و گارد
كنـون رزم ويـروس و رستم شنو
دگـــرها شنيــدستي اين هـم شنـو
كـه اسفنـديـارش يكـي ديسك داد
بگفتـا بــه رستم كــه اي نيكــــزاد
در اين ديسك باشد يكي فايل ناب
كه بگــرفتم از سـايت افــــراسياب
چنيــن گفت رستـم بـه اسفنـديـار
كه مـن گشنمـه نـون سنگك بيـــار
جوابش چنين داد خنــدان طــرف
كه مـن نـون سنگك نـدارم بـه كف
برو حال مي كن بدين ديسك هان !
كه هـم نـون و هـم آب باشد درآن
تهمتن روان شـد سـوي خانـه اش
شتابـان بــه ديـــدار رايــانــه اش
چـو آمـد بـه نزديـك ميني تاورش
بــزد ضــربه بـر دگمــــة پاورش
دگـر صبـر و آرام و طاقت نداشت
مران ديسك را در درايوش گذاشت
نكـرد هيـچ صبر و نـداد هيـچ لفت
يكـي ليست از روت ديسكت گـرفت
در آن ديسك ديدش يكي فايل بود
بــزد انتـــر آنجــا و اجــرا نمــود
كز آن يك دمو شد پس از آن عيان
ابا فيلــم و مـوزيك و شرح و بيان
به ناگـه چنان سيستمش كرد هنگ
كه رستم درآن مانده مبهوت و منگ
چـو رستم دگـربـاره ريست نمود
همـي كرد هنگ و همان شد كه بود
تهمتــــن كلافـــه شـــد و داد زد
ز بخـت بــد خويش فـــريــــاد زد
چـو تهمينـه فـرياد رستـم شنــود
بيــامــد كــه ليسانس رايــانه بود
بــدو گفت رستـم همــه مشكلـش
وز آن ديسك و بــرنامة خوشگلش
چـو رستـم بـدو داد قيچي و ريش
يكـــي ديسك بوت ايبل آورد پيش
يكـي تول كيت انـدر آن ديسك بود
بـــرآورد آنـــرا و اجـــرا نمـــود
همي گشت تول كيت ، هارد اندرش
چـــو كـودك كـه گردد پي مادرش
بـه نـاگـه يكـي رمـز ويروس يافت
پــي حـذف امضـاي ايشان شتافت
چـو ويــروس را نيـك بشنـاختش
مــر از بــوت سكتور بــرانداختش
يكـي ضـربـه زد بر سر تـول كيت
كـه هــر بايت آن گشت هشتاد بيت
بـه خاك انـدر افـكند ويــروس را
تهمتـن بــه رايــانــه زد بــوس را
شماها آزمایش کنید ببینید جواب میده

اکانت رایگان برای شما دوستان خوبم در تهران
شبكه الكسير
Username : elixir
Password : elixir
شماره اتصال به شبكه : 8890960

من چه می دانستم
من گمان میکردم
دوستی همچو غروری سر سبز
چهار فصلش همه اراستگی است
من چه می دانستم
هیبت باد زمستانی هست
من چه می دانستم
سبزه می پژمرد از سردی دی
من چه می دانستم
دل هر کس دل نیست
قلبها ز اهن و سنگ
قلبها بی خبر از عاطفه اند.......
در شبان غم تنهايي خويش ،
عابد چشم سخنگوي توام
من در اين تاريکي ،
من در اين تيره شب جانفرسا ،
زائر ظلمت گيسوي توام
گيسوان تو پريشانتر از انديشه ي من،
گيسوان تو شب بي پايان،
جنگل عطرآلود
شکن گيسوي تو،
موج درياي خيال
کاش با زورق انديشه شبي، از شط گيسوي مواج تو من،
بوسه زن بر سر هر موج گذر مي کردم
کاش بر اين شط مواج سياه، همه ي عمر سفر مي کردم
من هنوز از اثر عطر نفسهاي تو سرشار سرور
گيسوان تو در انديشه ي من
گرم رقصي موزون
کاشکي پنجه ي من
در شب گيسوي پر پيچ تو راهي مي جست
چشم من چشمه ي زاينده ي اشک
گونه ام بستر رود
کاشکي همچو حبابي بر آب
در نگاه تو رها مي شدم از بود و نبود
شب تهي از مهتاب
شب تهي از اختر
ابر خاکستري بي باران پوشانده
آسمان را يکسر
ابر خاکستري بي باران دلگير است
و سکوت تو پس پرده ي خاکستري سرد کدورت افسوس سخت دلگيرتر است
شوق بازآمدن سوي توام هست
از این بی راهه تردید از این بن بست می ترسم
از این حسی که بین ما هنوزم هست می ترسم
از اینکه هر دو می دونیم نباید فکر هم باشیم
از اینکه تا کجا می ریم اگه یک لحظه تنها شیم
ته این راه روشن نیست منم مثل تو می دونم
نگو باید برید از عشق نه می تونی نه می تونم
نه می تونیم برگردیم نه رد شیم از تو این بن بست
منم می دونم این احساس نباید باشه اما هست !!!

ادامه مطلب

در عشق تو، حالی است که فانی شدنی نيست
وصفش نتوان گفت به کس، دم زدنی نيست
اين حسن جهانی تو سرحد نشناسد
غير از دل عشاق برايت وطنی نيست
پيوسته عنايات تو بر ماست مسلم
هر چند که الطاف تو، گاهي علنی نيست
هرگز نشود سائل درگاه تو نوميد
چون کار تو، اي رحمت حق، دل شکنی نيست
تو يوسف طاهائی و، در شرح غم تو
از گفتة «ما اوذی» بهتر سخنی نيست
با خون تو ثبت است به ديوان عدالت
پابنده تر از شرع نبی مدنی نيست
بر ريشه تو، گرچه بسی تيشه عدو زد
بر نخل حياتت، اثر از تيشه زنی نيست
پيدا بود از منظره کرب و بلايت
دردانه زهرا و علی، گم شدنی نيست
پوشيد لباس شرف از يمن تو انسان
اي کشتة عريان که تو را پيرهنی نيست
خجلت زده، شد سرخ، عقيق از لب اکبر
زيرا چو لبش، هيچ عقيق يمنی نيست
از قتل علی اصغر شش ماهه عيان شد
جز قصد جنايت، هدف خصم دنی نيست
گيرم که رقيه نبود دخت پيمبر
يک دختر غربت زده، سيلی زدنی نيست
از صلح و قيام حسنين است که اسلام
خود ريشه کن از آنهمه پيمان شکنی نيست
هرگز به حقيقت، نتوان گفت حسينی است
آنکس که (حسانا) ز دل و جان، حسنی نيست
امشب از طوفان عشقی بيقرار بی قرار...از فراز قله هستی فراتر ميروم
نیمه شبها راز ميگويد دلم با محرمی...اوج فريادم ز شيدايی رساتر ميروم
پرتو مهر خدايی در وجودم جان گرفت...از صدای آشنايی خوش صداتر ميروم
تا رهايی ميروم تا بيکران عاشقی...امشب از عطر سحر گاهای فراتر ميروم
من ميگم بهم نگاه كن
تو ميگي كه جون فدا كن
من ميگم چشمات قشنگه
تو ميگي دنيا دو رنگه
من ميگم دلم اسيره
تو ميگي كه خيلي ديره
من ميگم چشمات و واكن
تو ميگي من و رها كن
من ميگم قلبم رو نشكن
تو ميگي من مي شكنم من ؟
من ميگم دلم رو بردي
تو ميگي به من سپردي ؟
من ميگم دلم شكسته است
تو ميگي خوب ميشه خسته است
من ميگم بمون هميشه
تو ميگي ببين نمي شه
من ميگم تنهام مي ذاري
تو ميگي طاقت نداري
من ميگم تنهايي سخته
تو ميگي اين دست بخته
من ميگم خدا به همرات
تو ميگي چه تلخه حرفات
من ميگم كه تا قيامت
برو زيبا به سلامت
من ميگم خدا به همرات
تو ميگي چه تلخه حرفات
من ميگم كه تا قيامت
برو زيبا به سلامت


مامان جونم تولدت مبارک
عید غدیر خم مبارکطریقه دانلود :به لینک ادنلود رفته و بر گذینه freeکلیک کرده و کد امنیتی را وارد کره و دانلود کنید.
من پُر از شب،من من پُر از راز نهفته
قلب من بازيچه ي يک عمر حرفاي نگفته
من اسير خاطرات تلخ و پوچم
قلب من زنداني ِ يک شب نخفته ؛
تو تويي مثل هميشه سنگ و مغرور
قلب تو آيينه ي صد رنگ و صد رو
تو هميشه زرد و از جنس خزوني
قلب تو تاريکي ِ پيوسته بي نور ؛
من به تو يک خنده از روي تلنگر
خنده اي پُر درد،کوچک،بي تمسخر
مي دهم هديه،تا تو؛بارِ ديگر
رهايم سازي از بند ِ تنفّر ...
![]()
![]()
![]()
من و تو خسته ي اين مسير دوريم
من و تو عاشق خود،خودخواه ِ کوريم
قلب ما اسير حرف هر کلاغي
من و تو قرباني ِ جنگِ(دردِ)تلافي ؛
من و تو پايه ي برج عاشقاييم
من و تو سنگ صبور قصّه هاييم
قلب ما،قلب قناري هاي ساکت
من و تو تازه نفس،اوّل راهيم ...

ترك هاي روي تن اش صدايت ميزند وجودش ميزبان يك بوسه از توست بس كي آيي
انتظارش را دوست دارد چون ميداند كه ميايي و در اغوشش ميگيري بس كي آيي
همه را اميدوار تو كرده هست به همه قول تو را داده هست بس كي آيي
صبوري را با خود تكرار ميكند به آسمان خيره تر از هميشه ميشود بس كي آيي
سكوت آسمان را فرا ميگيرد نويدي در راه هست
فرشتگان حضور ت را در گوش همه فرياد ميكند

ماه از گوشه ی ابری به در امد
ومات در من نگریست
من فقط ارام شانه بالا زدم و خندیدم
ولی او باز ندانست که من در پس این خنده
غم هجران تو را باز پنهان کرده ام

آسمون آرزومون پره از ابراي تيره
لالايي واست بخونم تا شايد خوابت بگيره
اگه از خواب نپريدي توي خواب خدا رو ديدي
يه جوري بپرس ازش كه دلامون چرا اسيره
باز كه چشماتو نبستي ببينم باز كه نشستي
مي دونم يه جوري هستي كه دلت از همه سيره
اما بهتره بدوني طبق اصل مهربوني
دل واسه عاشق نبودن راه نداره ناگزيره
چشماي تو شده خسته بغض آرزوت شكسته
اما باز تو فكر ايني اگه من رو نپذيره
بهتره بيدار نشيني اون و توي خواب ببيني
واسه ديوونه بودن عزيزم هميشه ديره
خوش به حال بعضي مردم كه شدن تو زندگي گم
التماس سرخ سيبا پيششون چقد حقيره
نه به فكر عطر ياسن نه به فكر التماسن
خنده داره واسشون كه دل ما يه جايي گيره
چي بگم شبم تموم شد نديدم اون رو حروم شد
كاش مي دونست يكي اينجا بد جوري واسش مي ميره
كاش كه بود يه قطره بارون واسه نامه هامون
به دل هميشه دريات از كسي كه تو كويره

ای عزیز دل
با تو هستم ...گوش کن
با عبور از هر ثانیه بیشتر از پیش به این باور می رسم که هر ذره از وجودم بی تابانه تور ا طلب می کند و هر لحظه بیشتر از پیش نیازمند آغوش امنت هستم ...

تو بگو بهار قشنگه من ميشم بهار تو
تو بگو بمون منم نميرم از کنار تو![]()

تو بگو منو نميخواي ديگه خسته کردمت
گر چه سخته امّا من دور ميشم از ديار تو

تو بگو سرد هوا منم ميشم خورشيد تو
تو بگو که نا اميدي من ميشم اميد تو

تو بگو دلم گرفته از همه دورنگيها
مشکي ميشم مظهر يه رنگي ميشم واسه تو![]()

تو بگو خدا کنه بارون بياد از آسمون
به خدا قسم ميگم گريه کنه براي تو![]()

اگه غمگين بشي از دستم ناراحت بشي
ميميرم که تا ابد پاک بشم از خيال تو

کاش تموم نميشد اين روزا ، اين خاطرها
تو ميموندي واسه من منم ميموندم واسه تو

میخوام به سردی شبهام بخندم
میخوام به پوچی فردام بخندم
وقتی میبینمت با دیگرونی
تو اوج گریه هام میخوام بخندم
میخوام داد بزنم تنهای تنهام
میخوام وقتی میگم تنهام بخندم
يك نفر از كوچه ي ما عشق را دزديده است
اين خبردركوچه هاي شهر ما پيچيده است
دوره گردي در خيابانها محبت مي فروخت
گوئيا او هم بساط خويش را برچيده است
عاشقي مي گفت روزي روزگاران قديم
عشق را از غنچه هاي كوچه باغي چيده است
عشق بازي در خيابان مطلقا ممنوع شد
عابري اين تابلو را دورميدان ديده است
يك چراغ قرمز از ديروز قرمز مانده است
چشمكش را هيز چشمي خيره سر دزديده است
مي روم از شهر اين دل سنگهاي كور دل
يك نفر بر ريش ما دلريشها خنديده است

آنتوان برت : اولين طليعه عشق آخرين تابش عقل است
لرد بايرون : عشق مرد قسمتي از زندگي او و عشق زن همه زندگي اوست
ديز رائيلي : همه بخاطر عشق زاده شدهايم .... عشق پايه و اساس هستي و تنها پايان آنست
فرانگلين : اگر مي خواخيد دوستتان بدارند دوست بداريد و دوست داشتني باشيد
عشق از ديد گاه آدمهاي معمولي مثل خودمون
( جمله عاشقانه : خداوند همه جوانان رو به راه راست هدايت كنه )
عشق از ديد يك رياضيدان : عشق يعني دوست داشتن بدون فرمـــول !
( جمله عاشقانه : آه عزيزم به اندازه سطح زير منحني دوستت دارم )
عشق از ديد رحيم گوشكوب بقال سر كوچه : والا زمان ما عشق
عشق از ديد مرتضي ايدزي ( در زندان ) : اوچيكتيم عشقي !
عشق از ديد ننه بزرگم : نزن ننه اين حرفارو ! راستي اين دختر
عشق از ديد دوست دخترم : عزيزم تو كه عاشقمي پس چرا
( جمله عاشقانه : عزيزم گوشي سوني ميخوام .. راستي دوستت هم دارم! )
عشق از ديد غلام شوفر : رادياتور عشق من از برايت جوش آمده ! باور نداري بر آمپرم بنگر!
( جمله عاشقانه : عزيزم دوست دارم ! بووووو بوووووو بوووووغ )
عشق از ديد دختراي ترشيده : خدا جون يعني ميشه بياد خواستگاريم ؟!!
( جمله عاشقانه : يا شابدالعظيم 1000 تومن نذرت كه بياد خواستگاريم )
عشق از ديد ارازل و اوباش ( جوات ) : عشق مشق سرش گرده ! خونه خالــــــــــي نداري؟
( جمله عاشانه : بوووق ... آبجي مياي بريم كثافتكاري ؟ )
عشق از ديد بابام : آخه پسر عشق واست نون و آب ميشه ؟! حالا بگو ببينم باباش چي كارست؟
( جمله عاشقانه : برو دختر حاج آقارو بگير )
.عشق از نگاه ننم : وا مگه تو امسال كنكور نداري ؟! عشق باشه واسه بعد !
( جمله عاشقانه : اوا غذام سوخت )
وقتی که هیچ
منهای هیچ
هيچ مي شود...
وقتي كه ضرب همه
در هيچ
هيچ مي شود
وقتي كه بخش هيچ
بر همه
هيچ مي شود
شك مي كني!!
كه جمع همه
با هيچ
هيچ مي شود ؟!...


