آدرس وب جدیدم میزارم بهم سر بزنید
سلام
باز هم اومدم ولی دلیل اومدنم رو نمیدونم اومدم باز بنویسم ولی نمیدونم از کجا شروع کنم دیگه یک جورایی دلم
به نوشتن نمیره یا فکر کنم دیکه نمیتونم بنویسم شاید مسخره است ولی نمیتونم.
اشک رازي ست
لبخند رازي ست
عشق رازي ست
اشک آن شب لبخند عشق ام بود.
قصه نيستم که بگويي
نغمه نيستم که بخواني
صدا نيستم که بشنوي
يا چيزي چنان که ببيني
يا چيزي چنان که بداني...
A real friend is one who walks in when the rest of the world walks out.
يک دوست واقعي اوني هستش که وقتي مياد که تموم دنيا از پيشت رفتن.
life is a road and you are its passengers so , be careful about the value of your times , maybe you wont be in the road tomorrow
زندگي مثل يه جاده است ، من و تو مسافراشيم ، قدر لحظه ها رو بدونيم ، ممکنه فردا نباشيم
Live in such a way that those who know you but don't know God will come to know God because they know you
چنان زندگي کن که کساني که تو را مي شناسند، اما خدا را نمي شناسند به واسطه آشنايي با تو، با خدا آشنا شوند
waite for the one who is constantly reminding you how he cares a bout you & how much lucky he's to HAVE YOU
در انتظار کسي باش که بي وقفه به ياد تو بياورد که تا چه اندازه برايش مهم هستي و نگران توست و چقدر خوشبخت است که تو را در کنارش دارد
We spend more, but have less; we buy more, but enjoy it less
بيشتر خرج مي کنيم اما کمتر داريم، بيشتر مي خريم اما کمتر لذت مي بريم
don't wait until people are dead to give them flower
براي دادن گل به ديگران منتظر مراسم تدفين آنها نباشين
The hour of departure has arrived and we go our ways I to die and you to liv Which is the better, only God knows.
هنگام جدايي فرا رسيده است. هر کس به راه خود مي رود من مي ميرم و شما زنده مي مانيد. تنها خدا مي داند کدام بهتر است
اما حنجره ام پر است از بغض های نشکفته
میخواهم نامت را صدا کنم اما نفس در سینه ام حبس شده
کاش میتوانستم دلتنگی ام را روی یک تکه ابر بنویسم
تا بدانی اگر ببارد دنیا را باران میگیرد
بال های پروازم کجاست؟ بال های پروازم را در کدامین قفس جا گذاشته ام؟
بال هایم کجاست؟
باید بسوی تو پربگشویم
شاید آن بال ها اینجاست. در دفتر خاطراتت. جایی که پرواز را به من آموختی.
هر چند امروز دفتر خاطرات نیمه تمام تو را نیز گم کرده ام
بال های من کجاست؟
در صورتيكه تاريخ تولد شما در:
اول فروردين ماه باشد سياه هستيد
بين دوم فروردين تا 11 فروردين باشد ارغواني هستيد
بين 12 تا 21 فروردين باشد. شما سرمه اي است
بين 22 فروردين تا 31 فروردين باشد نقره اي هستيد.
بين يكم ارديبهشت تا 10 ارديبهشت باشد سفيد هستيد.
بين 11 ارديبهشت تا 24 ارديبهشت باشد شما آبي هستيد.
بين 25 ارديبهشت تا سوم خرداد باشد شما طلائي رنگ هستيد.
بين 4 خرداد تا 13 خرداد باشد شما شيري رنگ هستيد.
بين 14 خرداد تا 23 خرداد ماه باشد شما خاكستري هستيد.
بين 24 خرداد تا دوم تير ماه باشد شما رنگ خرمائي هستيد.
سوم تير ماه باشد رنگ شما خاكستري است.
بين 4 تير ماه تا 13 تير ماه باشد شما قرمز هستيد.
بين 14 تير ماه تا 23 تير ماه باشد شما نارنجي هستيد.
بين 24 تير ماه تا سوم مرداد ماه باشد شما زرد هستيد.
بين 4 مرداد ماه تا 13 مرداد باشد شما صورتي هستيد.
بين 14 مرداد تا 22 مرداد باشد شما آبي هستيد.
بين 23 مرداد تا يكم شهريور باشد شما سبز هستيد.
بين 2 شهريور تا 11 شهريور باشد شما قهوه اي هستيد.
بين 12 شهريور تا 21 شهريور باشد شما كبود رنگ هستيد.
بين 22 شهريور تا 31 شهريور باشد شما ليموئي هستيد.
متولدين يكم مهر ماه زيتوني هستند.
بين 2 مهر تا 11 مهر ماه ارغواني هستيد.
بين 12 مهر تا 21 مهر ماه شما رنگ سرمه اي داريد.
بين 22 مهر ماه تا يكم آبان ماه شما نقره اي هستيد.
بين 2 آبان تا 20 آبانماه باشد شما سفيد هستيد.
بين 21 آبانماه تا 30 آبانماه باشد رنگ شما طلائي است.
بين يكم آذر ماه تا 10 آذر ماه باشد شما شيري رنگ هستيد.
بين 11 آذر ماه تا 20 آذر ماه باشد شما خاكستري هستيد.
بين 21 آذر تا 30 آذر باشد شما خرمائي رنگ هستيد.
متولدين اول ديماه نيلي رنگ هستند.
بين دوم دي ماه تا 11 دي ماه باشد رنگ شما قرمز است.
بين 12 دي ماه تا21 دي ماه باشد شما نارنجي هستيد.
بين 22 دي ماه تا 4 بهمن ماه باشد شما زرد هستيد.
بين 5 بهمن تا 14 بهمن ماه باشد شما صورتي هستيد.
بين 15 بهمن تا 19 بهمن ماه باشد شما آبي هستيد.
بين 20 بهمن تا 29 بهمن ماه باشد شما سبز هستيد.
بين 30 بهمن تا 9 اسفند ماه باشد شما قهوه اي هستيد.
بين 10 اسفند تا 20 اسفند باشد شما كبودي رنگ هستيد.
بين 21 اسفند تا 29 اسفند باشد ليمويي هستيد...
قرمز
با نمك و دوستداشتني، مشكل پسند اما هميشه عاشق.......و اينطور بنظر ميرسد كه مورد محبت نيز باشيد. با روحيه و بشاش اما در همان زمان ميتوانيد بد اخلاق هم شويد
قادريد با مردم بسيار خوب و با ملاطفت برخورد كنيد و اين
همان عشقي است كه ميتواند در راهي كه در پيش داريد
همراهتان باشد
آدمهايي را كه راحت صحبت ميكنند دوست داريد اين آدمها
باعث ميشوند احساس راحتي بيشتري داشته باشيد.
شيري رنگ
اهل رقابت و بازي دوست. دوست ندارد ببازد ولي هميشه بشاش است.
شما قابل اعتماد و امين هستيد و خيلي علاقه داريد وقت
خود را بيرون بگذرانيد، با دقت عشقتان را انتخاب ميكنيد
و بسادگي عاشق نمي شويد اما وقتي او را يافتيد تا مدتهاي
طولاني دوستش خواهيد داشت.
نيلي
شما بيشتر متوجه نگاهتان هستيد و استانداردهاي بالائي در
انتخاب عشق داريد. هر راه حلي را با دقت و تفكر انتخاب
مي كنيد و بسيار بندرت مرتكب اشتباه احمقانه ميشويد
دوست داريد رهبر باشيد و به راحتي مي توانيد دوستان جديد
پيدا كنيد.
خاكستري
جذاب و فعال هستيد، شما هرگز احساستان را پنهان نمي كنيد و هر آنچه را كه درونتان است آشكار مي سازيد. اما ضمنا ميتوانيد خودخواه هم باشيد. مي خواهيد مورد توجه باشيد و نمي خواهيد بطور نا برابر با شما برخورد شود. ميتوانيد روز مردم را روشن كنيد. شما ميدانيد در زمان مناسب چه بگوييد و خوش اخلاق هستيد.
سبز
خيلي خوب با افراد تازه كنار مي آييد. در واقع آدم خجالتي اي نيستي اما گاهي اوقات با كلماتت به عواطف مردم آسيب مي رسانيد. دوست داريد تا مورد توجه و علاقه كسي
باشيد كه دوستش داريد ولي اغلب تنهاييد و به انتظار فرد
مورد نظرت مي مانيد.
طلائي
شما ميدانيد چه چيزي درست و چه چيزي نادرست است. آدم
بشاشي هستيد و زياد بيرون ميرويد. بسيار سخت ميتواني فرد مورد نظرت را پيدا كني اما وقتي او را يافتي تا ساليان
متمادي دوباره عاشق نمي شوي.
صورتي
شما همواره در تلاشيد تا در هر چيزي بهترين باشيد و دوست
داريد به سايرين كمك كنيد. اما بسادگي قانع نمي شوي.
داراي افكاري منفي هستيد و در جستجوي عشقي شورانگيز
مانند آنچه در قصه هاست هستيد.
زرد
شما شيرين و بيگناهيد ، مورد اعتماد بسياري از مردم ، و داراي رهبريتي قوي در ارتباطاتتان هستيد. شما خوب تصميم
ميگيريد و انتخاب درستي در زمان مناسب مي گيريد. همواره
در افكار داشتن روابط عاشقانه بسر مي بريد.
خرمائي
باهوشيد و ميدانيد چه چيزي درست است. ميخواهيد همه چيز را مطابق ميل خود كنيد كه گاهي ميتواند بدليل عدم توجه
به نظر ديگران مشكل ساز باشد. اما در مورد عشق صبور
هستيد. وقتي فرد مورد نظرتان را يافتيد برايتان دشوار
است فرد بهتري پيدا كنيد.
نارنجي
در مقابل اعمالتان مسئوليت پذير هستيد، مي دانيد چگونه
با مردم رفتار كنيد. همواره اهدافي براي دستيابي به آنها
داريد و حقيقتا براي رسيدن به آنها تلاش ميكنيد ، فردي
آماده رقابت هستيد. دوستانتان برايت بسيار مهم هستند و
قدر آنچه را كه داريد ميدانيد، گاهي اوقات واكنشتان
زيادي شديد است و علت آن نيز احساساتي بودنتان است.
ارغواني
اسرار آميز هستيد، بهيچوجه خودخواه نيستيد ، زود و آسان
نظرتان جلب ميشود. روزتان با توجه به خلقتان ميتواند غمگين يا خوش باشد. بين دوستان محبوب هستيد اما ميتوانيد دست به عمل احمقانه اي نيز بزنيد ، بسادگي امور را فراموش ميكنيد. بدنبال شخصي هستيد كه قابل اعتماد باشد!!!
ليموئي
آرام هستيد، اما بسادگي عصباني مي شويد. به آساني حسادت مي ورزيد و در مورد چيزهاي كوچك اعتراض ميكنيد، نمي توانيد به يك كار بچسبيد اما داراي شخصيتي هستيد كه
اعتماد و علاقه همه را جلب ميكند.
نقره اي
خيال پرداز و بامزه ايد ، دوست داريد چيز هاي جديد را بيازماييد. علاقه داريد خود سازي كنيد و بسادگي مي آموزيد، براحتي ميتوان با شما صحبت كرد و شما نصايح خوبي
ميدهيد. وقتي موضوع دوستي است متوجه ميشويد نمي توان به كسي اعتماد كرد، اما وقتي دوستان واقعي خود را يافتيد تا پايان عمر به آنها اعتماد ميكنيد.
سياه
شما يك مبارز هستيد و داراي انگيزه ايد. اما تغيير در زندگي را نمي پسنديد. زماني كه تصميمي گرفتيد، روي تصميمتان تا مدتها پاي مي فشاريد. زندگي عشقي شما نيز توام با مبارزه است و مثل همه نيست.
زيتوني
شما روشن قلب و آدم گرمي هستيد. همراه خوبي براي فاميل و دوستانيد. خشونت را نمي پسنديد و ميدانيد چه چيزي درست است. شما مهربان و بشاش هستيد اما بسادگي به مردم حسادت نورزيد.
قهوه اي
فعال و ورزشكاريد ، براي ديگران مشكل است كه به شما نزديك شوند. زماني كه متوجه ميشويد نمي توانيد به چيزي كه ميخواهيد دستيابيد ، بسادگي تسليم شده آنرا رها ميكنيد.
آبي
اتكا به نفس كمي داريد و خيلي ايرادي هستيد. هنرمند
هستيد و دوست داريد عاشق شويد ، اما ميگذاريد عشقتان از
دستتان برود چون در اين مورد از مغزتان فرمان ميگيريد نه
از قلبتان.
سرمه اي
شما جذابيد و عاشق زندگي خود هستيد ، نسبت به همه
چيز داراي احساسي قوي هستيد و خيلي زود گيج ميشويد
زماني كه از دست شخص يا اشخاصي عصباني مي شويد برايتان مشكل است آنها را ببخشيد.
سفيد
شما آرزو و اهدافي در زندگي داريد زود حسادت مي ورزيد
نسبت به ديگران متفاوت و گاهي اوقات عجيب هستيد اما همه اين حالت شما را دوست دارند.
كبود
احساسات شما بسادگي و ناگهاني تغيير ميكند اغلب تنها
هستيد ، مسافرت را دوست داريد. انسان صادقي هستيد ولي حرف مردم را زود باور ميكنيد. يافتن عشق براي شما سخت
است و گمگشته عشق هستيد....
دوست دارم که تو خوشبخت شوی
و من آن طرف کوچه تان شاهد آن شب باشم
و چقدر زیباست مرگ
آن هم در شب خوشبختی تو
زندگی رادوست دارم ازبرای با تو بودن. با تو زیستن با
تودرجایی نشستن.دوست بودن.خوب بودن. سربه بالین شانه هایت نمودن.
زندگی رادوست دارم به شرط صبح صادق را گشودن صبح ارام
ولطیف ونرم ونازک را باتاریکی به زیبایی غروب شب
رساندن.
آری زندگی را دوست دارم
به شرط با تو بودن
جان من، جانان من، روح و روان من علی لست
تا علی (ع) دارم ندارم کار با غیر علی
شکر لله حاصل عمر گران من علی است

M-O-T-H-E-R
M is for the million things she gave me
O means only that she's growing old
T is for the tears she shed to save me
H is for her heart of purest gold
E is for her eyes, with love-light shining
R means right, and right she'll always be
Put them all together, they spell
مادر، اي لطيف ترين گل بوستان هستي، اي باغبان هستي من، گاهِ روييدنم باران مهرباني
بودي که به آرامي سيرابم کند. گاهِ پروريدنم آغوشي گرم که بالنده ام سازد.
گاهِ بيماري ام طبيبي بودي که دردم را مي شناسد و درمانم مي کند. گاهِ اندرزم، حکيمي آگاه که به نرمي زنهارم دهد.
گاهِ تعليمم، معلمي خستگي ناپذير و سخت کوش که حرف به حرف دانايي رادر گوشم زمزمه مي کند.
گاهِ ترديدم، رهنمايي راه آشنا که راه از بيراهه نشانم دهد. مادر تو شگفتي خلقتي، تو لبري
ز از عظمتي؛ تو را سپاس مي گويم و مي ستايمت.
وای ۲۶ خرداد امتحانات شروع میشه و من هیچی نخوندم. امتحانات میان ترم نمراتش رو هم نگرفتم تازه هز همه مهم تر درس نمیگم تو کلاس همه شدیم![]()
![]()
![]()
گفتیم ممنون استد و رفتیم کتاب رو انداختیم تو جا کتابی![]()

انتظارت نیمی از مرگ من است
صبر ایوب زمان صبر من است
قصه های اشک چشم و آه دل
در دعای هر شبِ سخت من است

![]()
اما وبلاگ دفترچههای خاطرات و عاشقانه را هم جهانی كرده است. حالا میتوان با نام مستعار خاطرات عاشقانه را نقل كرد و آن را با خوانندگان وبلاگ به بحث گذاشت.
صدای بغض آلود خدا هنوز تو گوشم می پیچه. صدایی که دلشکستگی اش کابوس شبانه ام شده.
سردی صدایش مرا به یاد نوای دل نشین می اندازد. آن روزها که قبل از تلالوء خورشید مرا به خود فرا میخواند .
مرا چه شده است. وامانده ام
نمیدانم روز سیاه شد یا من؟
نمیدانم او دوباره بر گمراهی های من خواهد گریست.
انتظار واژه ی غریبی است ...واژه ای که روزها یا شایدم ماههاست که با آن خو گرفته ام.که چه سخت است انتظار هر صبح طلوعی دیگر است بر انتظارهای فرداهای من!خواهم ماند تنها در انتظار تو چرا نوشتم در برگ تنهاییم برای تو، نمیدانم؟
یکسال دیگه هم از زمانی که برای زندگی کردن دارم، گذشت ...به چطور گذشتنش بیشتر اهمیت میدم تا فقط تموم شدنش. خوش گذشت، مثل هر سال عزیزانی که محبتشون بدون کلک و خواستس، تولد کوچکی برام گرفتن که کلی بهم چسبید
از زیر سایهء تاریکی شب به تک تکشون نگاه کردم، همه پر ازموفقیت های ظاهری اما دلشکسته ،غمگین، آزرده .. ما به کجا داریم میریم ؟
شب خیلی جلوه داره، آره داره ، از ستاره های آسمون کویر هم درخشان تره،مثل آذرخش، تاریکی شب رو شکاف میده و فرو میریزه ،آروم و بیصدا .. مرسی از پری که با مشکلاتش همیشه آمادهء شادی آوردنه، مرسی از رضا که با همهء گرفتاری های کاریش به شب من، اهمیت میده و یک تشکر ویژه از دکتر کوچلوی خودمون که امسال کلی با کاراش سر کیفم آورد وبقیه دوستان ..حرف برای گفتن زیاده، از تلفنی که دیر به صدا در اومد ، از پرواز های ناگهانی، از وجدان های ناراحت، از واژهء فداکاری که این روزا قرص آرامبخش خیلی ها شده.. چه توجیه کودکانه ای .. حیفه این واژه .. من میخندم که تو آروم بگیری، من میخندم که تو، رابین هود قصه ها بشی .. چه دروغ معصومانه ای ... آره بازم شمعها رو فوت کردم، اما هنوز بزرگ نشدم ،شک نکن..!
به نام خدا
دوستان مهربان همراهان همدل سلام
آفتاب که طلوع می کند زندگی هم با آن متولد می شود. میلیاردها سال است که زندگی در هر صبح متولد می شود و تا صبح دیگر می ماند و باز متولد می شود و در هر تولد تازه تر به دنیا می نگرد و همین راز ماندگاریش شده است. باید هر روز با هر طلوع از نو جان گرفت و با چشمانی که تازه متولد شده اند به دنیا نگریست به این ترتیب دیگر رنجی نیست و غصه ها خیلی زود پراکنده می شوند و در لابه لای زیبایی های زندگی محو می گردند. باید در هر شروع چیزهایی را در قبرستان زمان دفن کرد تا رفته رفته فراموش شوند و چیزهایی را به موزه ذهن سپرد تا هر گاه خاطری از دنیا مکدر می شود با نگاه کردن به آن لحظات ناب نیرویی دوباره گرفت و سرانجام چیزهایی را به گوش آویخت تا هرگز فراموش نشود. باید در هر آغاز عشق را مشق کرد تا دلمان پیوسته عاشق بماند.
زندگی به زنده شدن هر روزش زیباست. اگر نتواند با هر طلوع نو شود یعنی در دام تکرارها گرفتار آمده یعنی در حال کهنه شدن است و اگر زندگی کهنه شود دیگر نمی شود با نگاه کبوتر به آسمان پرید. نمی شود دنیا را همچنان با همه زشتی ها و تلخی هایش زیبا دید و بوی مستی بخش آن را تا اعماق جان نفس کشید و اینگونه خستگی آرام آرام به خانه دلت راه می یابد و بعد بی دلیل گاه و بیگاه در هر غروب دلتنگ می شوی و چشمانت بی بهانه و با بهانه در هر صبحدم می بارد و هیچ وقت نخواهی فهمید که خداوند تو را در بهترین ساعت هستی و با عالی ترین احساس های ممکن آفریده است و نخواهی فهمید که خداوند هستی تو را با سنگ عشق بنا نهاده است و هر آنچه بر عشق بنا شود خاصیت جاودانگی دارد.
باور کن تولد هر روزه ات را و باور کن تولد هر روزه زندگیت را تا هر روز تازه تر و باطروات تر از همیشه باشی باور کن تا عاشق بمانی ... تولد هر روزتان مبارک

.اين منم ... تنها ... خط نوشته ای نا تمام يافتم ... گمانم از آن روزهایی که هنوز این همه اتفاق ناخواسته ... تقويمم را سياه نکرده بود! و چه ناشکرانه نگاشته بودم که امروز در حسرت آن روزها هم مانده ام به درد ... تمامش کردم چنان که شايسته ی نوشتن گردد در اين صفحه ی به مرگ ِ سکوت ... مُرده ! آخرين کلامم باشد شايد ... با تو ! و باز به ميهمانی شب های لاجوردی ات آمدم ... چنان هميشه بی دعوت! کاش همان بودی هنوز ... که شناخته بودم ! خواهرانه خواستم خواسته هايت را ! تمام آنچه که بر آمد و بر نيامد از دستم ... هرچند اگر تو ... ديگر تو نباشی ! هرچند فراموش شده باشی به حرف های نا محترمانه ! و فراموش کرده باشی همه چيز را به لمس انگشتانی موزون و نگاهی سرشار از برق عاشقی ! رفتی ... به دنبال رنگ و لعاب هايی همه از جنس مجاز ... رفتی ... چنان که دورترينی از من ... تو که نزدیک ترينم بودی!!! ماندم که می خواستم بمانمت ... رفتی ... هرچند به خيالت مانده ای هنوز! خفقان می گيرم به سکوت که مقصودم را چنان که دوست داری ... فهميدی ... نه چنان که منظورم بود ... من فراموش شدم در زير خروارها کلام ناپسند و رفتار ناشایست و تهمت ناروا ! من ... مُردم به احترام خوش بودنم آنها که دوستشان داشتم ! من ... افتادم به سنگ حسادتی که کسی به تکيه گاهم زد ... و به سستی پايه های کسی که به نام تکيه گاهم بود نه به معرفت ! چه اهميت دارد بودن و نبودنم برای کسی که ديگر نيست ! که ديگر نمی تواند باشد!!! گمانم به تورق صفحات تقويم، يک سال و چند روز گذشته باشد از آن روز که کسی آموخت مرا که زمزمه کنم زير لب : و اين منم زنی تنها در آستانه ی فصلی سرد ... می روم که بمانی و خوش بمانی و آسوده بمانی ! می روم که دروغ هايت رنگ حقيقت گيرد و نقش هايت به زندگی ات نزديک تر باشد ! يادت باشد به چند فروختی ام !!! همين و ديگر هيچ ... و طلوع و سحر، و فروغ و اثر، و چراغ شب يلدای کسی باش گلم ... و بهار و نسيم، و نگار و نديم، ودل آرام و تسلاي كسي باش گلم ... ابر شو، باران باش، برف كوهستان باش، ياري پنهان باش ... چشمه جاري صحراي كسي باش گلم ... زندگي دريايي است، پر تلاطم، پر موج ... گاه موجي آرام ... گاه موجي در اوج با دلي دريايي، زرورق و ساحل درياي كسي باش گلم ... اختري كن هر شب، خاوري كن هر صبح روشني كن هر روز، ياوري كن هر دم ... ماه و خورشيد كسي، قهرمان غم و كم هاي كسي باش گلم ... جرسي، نفسي، و مسيحاي كسي باش گلم ...

اگر به مرگ من ۶۰ ثانیه مانده باشد فقط تو برای من مقدسی
در شبان غم تنهايي خويش ،
عابد چشم سخنگوي توام
من در اين تاريکي ،
من در اين تيره شب جانفرسا ،
زائر ظلمت گيسوي توام
گيسوان تو پريشانتر از انديشه ي من،
گيسوان تو شب بي پايان،
جنگل عطرآلود
شکن گيسوي تو،
موج درياي خيال
کاش با زورق انديشه شبي، از شط گيسوي مواج تو من،
بوسه زن بر سر هر موج گذر مي کردم
کاش بر اين شط مواج سياه، همه ي عمر سفر مي کردم
من هنوز از اثر عطر نفسهاي تو سرشار سرور
گيسوان تو در انديشه ي من
گرم رقصي موزون
کاشکي پنجه ي من
در شب گيسوي پر پيچ تو راهي مي جست
چشم من چشمه ي زاينده ي اشک
گونه ام بستر رود
کاشکي همچو حبابي بر آب
در نگاه تو رها مي شدم از بود و نبود
شب تهي از مهتاب
شب تهي از اختر
ابر خاکستري بي باران پوشانده
آسمان را يکسر
ابر خاکستري بي باران دلگير است
و سکوت تو پس پرده ي خاکستري سرد کدورت افسوس سخت دلگيرتر است
شوق بازآمدن سوي توام هست
