زلیخا گفته : من هفت تا در رو بستم تا کسی از وقایع باخبر نشه !
.
.
.
.
.
.
.
.
.
.
.
.
اما کتایون ریاحی جلوی دوربین آبروم رو برد.
---------------------
اینا معنی این کلمات را اصلا نمیفهمند!
اسحاق نیوتن=دافعه
جرج بوش=صلح
کمال خرازی=شوخی و مزاح
کردان=مدرک دکترا
احمدی نژاد=واجبی !
--------------------
برای آدم نابینا ،
شیشه و الماس فرقی نداره
پس اگه كسی قدرتو ندونست
فكر نكن تو شیشه ای, اون نابیناست.
---------------------
![]()

۱.نامه احمدی نزاد به جرج بوش:
besmei taala , hello boosh, my name is mr Dr.ahmadi nejad , i am 40 o khoordei yers old , i like ghoran , i am karate and very bruselee ! My joorab is soorakh and derty and danger! i love my capshan ! I am interested holokast va enerjye hastei haghe mosalame mast , we have god and emam of time ! And bimeye abolfazl and rezazadeh. Come on to eslam & say tobeh.khodafez
۲.غضنفر رفت کلاس تعلیم راننذگی گفتن چطور بود: گفت خوب بود ولی مربیش مذهبی بود هر طرف که میپیچیدم میگف: یا ابوالفضل.
۳.یکی داشت قرصش رو میکرد تو پشتش میگن چرا این کار میکنی! میگه: آخه باید قبل از غذا میخوردم.
۴.از ملا پرسیدن ذکره روزه شنبه چیه: گفت: هینگامه هینگامه
۵.پسره رفت خواستگاری پدره دختره گفت مهریه دخترم صد بشکه بنزین هست. پسره به باباش گفت بیا بریم یک گاز سوزش رو بگیریم.
۶.به غضنفر گفتن کار عملی بیار بچه اش رو میبره.
۷.من صفرم تو دویی با تو بیستم بی تو نیستم.
۸.به یکی گفتن سبزه لیمویی رو توصیف کن. گفت: آبی آسمونس رو دیدی حالا باید بشاشی توش.
۹.تنها برنامه ای که تکرارش آرزوی من است"پخش زنده نگاه زیبای توست"
۱۰.گداهه میره خونه یکی گدایی. در میزنه صاحب خونه در رو باز میکنه میگه: چیه باز اومدی گدایی؟! گداهه میگه پس توقع داشتی بیام خواستگاری!
۱۱.گاوه رفت کلاس زبان از فردا به جای این که بگه ما ما گفت WE.WE
12.دو تا زن جوون تو حموم عمومي باهم بودن، اولي به دومي (با لهجه شيرازي) ميگه: قربونت او ليفوره بده من. يارو دومي بهش ميده. بعد چند دقيقه، دوباره اولي ميگه: قربونت او سفدآبورم بده من. دومي سفيدآب رو هم بهش ميده. بعد دومي ميپرسه: ببخشيد خانم شما شيرازي نيستيد؟ اولي ميگه: اِاِاا... از لهجه شيرينم فميدي؟ يارو ميگه: نه از كون گشادت فهميدم!
13.به قزوینیا میگن پیکان جوانان ( پی کان جوانان)
14. یک اردبیلی با اردکانی دعواش میشه بهش میگه: ارم با ارت در بیلم تو کانت.
15.به قزوینی میگن آدرس سایتتو بده میگه: دمرو دمرو دمرو دات کون دات کان.
16.ترکه رفت دستشویی در زد عربه گفت اهم. ترکه گفت خوب حالا اسمت چیه؟ عربه گفت:
محمد حسن خلیل. ترکه گفت: ای پدر سوخته ها 3نفری رفتین توالت.
17.رشتیا به روز پدر میگت یوم الشک.
18.دم در ورودی قزوین نوشتن شورت آهنی موجود است. وقتی میخواهی خارج بشی نوشته آهن پاره میخریم.
19.کشمش چیــــــــــــــــــــــــــست؟انگور باز نشسته
20.دوست دختره ترکه گفت باید خرجم کنی تا زنت بشم. ترکه هم از فردا شروع کرد به خر جمع کردن.
21.یارو رفت خواستگاری وقتی اومد دوستاش گفتن نتیجه چی شد؟ گفت 60-60 شد. گفتن چطور؟
گفت هر چی اونا گفتن ما شصتمون نشون دادیم هر چیما گفتیم اونا شصتشون نشون دادن.
22.رشتی با ترکه دعواش شد گفت یا 5تن بعد زد زیر گوش ترکه و ترکه هم افتاد رو زمین وقتی بلند شد گفت: 6نفر به یک نفر!!!
23.میدونی چرا شیخها میرن بالاترین پله منبر میشینن؟ چون میشه از اون بالا زنها رو نگاه کنن.
24.به یکی گفتن از چه کارتنی خوشت میاد؟ گفت: کارتن خرما.
25.تو اردبیل سیل اومد مردم اردبیل اطراف شهر رو سیم خاردار زدن.
26.طرف بلند پروازی کرد با ضد هوایی زدنش.
27.یکی رفت یخ فروشی گفت 2تا غالب یخ بدین. صاحب مغازه گفت یخ ندارم. یارو میگه: کی پخت میکنین؟!
28.جانباز40% با جانباز60% ازدواج کرد بچه شون مفقود الاثر شد.
29.یارو پاش لنگ بوده با کشتی رفت مسافرت همش استرس داشت. بهش میگن: چرا استرس داری؟ میگه آخه یکی گفت زود لنگرو بندازین تو آب.
30. دو تازانتیا با هم ازدواج کردن بچه شون ژیان شد.(ازدواج فامیلی).
31.به یکی گفتن با هندونه جمله بساز. گفت: هند اونه کهبغل پاکستانه؟
32.یارو خواست غرق مناجات نشه جلیقه نجات پوشید.
33.به ترکه گفتن با ماهیچه جمله بساز. گفت: خر در برابر ما هیچه.
34.به لره گفتن تو شماها آدمها مشهور هم هست ؟ گفت : آره سوفلا لره،الیزابت تای لر،لر و هاردی
لره گفت تازه یک ماده شیمیایی هست که لرا کشفش کردن اسمش هم کلر هستو
35.یارو ماهی گیره رفت ماهی گیری دید هر چی تور رو میکشه نمیاد رفت زیر دریا ببینه جریان چیه رفت پایین دیدی ماهیا تور رو بستن دارن والیبال بازی میکنن.
36.یکی میره عکاسی عکس برداره بهش میگه میخای عکست رو چطوری بگیرم: میگه مجانی.
37.بچه به باباش گفت: بابا پنکه سقفی سوختو باباهه گفت: خاک با سرتون 15نفری زیرش خوابیدین.
38.به یکی گفتن با بالش جمله بساز. گفت: دیروز یک پرنده دیدم با سنگ زدم به بالش.
39.به ترکه گفت آرزوت چیه؟ گفت: روز نشه. گفتن چرا؟ گفت: هر کی میخاد جک بگه میگه یک روز یک ترکه.
40. FBi یعنی فدراسیون بچه بازان ایران.
41. آفتاب پرست رفت پیشه مداد رنگی هنگ کرد.
42.یکی رفت تو رودخونه نشست . میگن چرا اینجا نشستی؟ میگه میخام در جریان باشم.
43.ترکه 50 تومنی چاپ کرد گرفتنش چون همه داشتن قنوت میخوندن یکی رکوع بود
44. ترکه رفت تو کار تولید عمامه گرفتنش چون روی عمامه ها مارکه نایک میزد.
45.هویجه با باباش رفت بیرون تو خیابون دستشوییش گرفت به باباش گفت: بابا آب هویج دارم.
46.بسجیه کیف سامسونت خرید رمزش رو گذاشت: یا زهرا.
47.به یکی میگن دیوید بهکام رو میشناسی؟ میگه آره بابا سر کوچمون تعویض روغنی داره.
48.پیر زن قرص اکس خورد پیرکس شد.
49.ترکه تو کوچه بن بست گیر کرد فکر کرد آخر دنیا هست گریه اش گرفت.
50.ترکه نظر کرد آخر اسم بچه هاش رو الله بزاره: اولی یوم الله، دومی فتح الله،سومی سیندرالله
